سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

646

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

پس اجراى چنين ألفاظ در حق جناب امام الأبرار وقاتل المنافقين والكفار كار أهل ايمان وديانت نيست ، ومدار تقيه بر حصول خوف است ، وآن موقوف بر وقت حيات وممات عثمان نيست ، جناب أمير ( عليه السلام ) را بعد قتل عثمان هم از بسيارى عوام - كه با آن جناب بيعت كرده بودند وخلوص ايمان نداشتند - خوف بود . وخود مخاطب در باب امامت تصريح كرده كه جناب أمير ( عليه السلام ) از قتله عثمان خوف قتل داشت ، چنانچه گفته : وعبارت : « قتله الله وأنا معه » از قبيل توريه بود كه بنابر ضرورت به عمل آورده ، مثل : « هذه أُختي » در حق حضرت ساره كه از حضرت إبراهيم سر زد ، وآن ضرورت خوف بلوا وفتنه وفساد از قاتلان عثمان بود در لشكر ، بلكه خوف آن بود كه قصد قتل حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] نمايند . ( 1 ) انتهى . پس هرگاه جناب أمير ( عليه السلام ) به خوف قتله عثمان چنين مخالفت ظاهر با باطن كرده باشد ، وآن جايز باشد ; اگر به خوف معتقدين عثمان هم مخالفت ظاهر با باطن مىفرمود ، چرا جايز نمىشد ؟ ! وبه چه وجه نفاق مىشد ؟ فرق همين است كه آن توجيه را سنيان ذكر كرده‌اند مقبول گرديد ، واين را شيعيان ذكر مىكنند پس نامسموع ومردود شد .

--> 1 . تحفه اثناعشريه : 231 .